تبليغاتX
کارگر

کارگر

اخبار و مقالات جنبش کارگری

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 1:27  توسط کارگر  | 

 

اختصاصی وبلاگ و نشریه ی کارگر

 

اصلاح قانون کار و سرکوب طبقه ی کارگر

 

خسرو مجتهدزاده

 

چندی است که بحث تغییر قانون کار به طور جدی از سوی سرمایه داری حاکم دنبال می شود. در این مقاله قصد داریم تا به علل اصرار دولت برای تغییر قانون کار فعلی و اشکالات آن بپردازیم. البته احتیاجی به ذکر این نکته نمی باشد که نقد اصلاحیه ی قانون کار به هیچ وجه به مفهوم تایید قانون کار فعلی نیست زیرا که موارد ضد کارگری همین قانون کار در طول 18 سالی که از تصویب آن می گذرد بر کمتر کارگری پوشیده مانده است.

 

سرمایه داری حاکم بر ایران که در دوران جنگ تسلط خود را بر جامعه تثبیت کرده بود، پس از اتمام جنگ و در حالی که طبقه ی کارگر پس از جنگی 8 ساله کاملا سرکوب شده بود مجال را برای به پیش بردن سیاست تعدیل اقتصادی مناسب دید. به همین دلیل موج واگذاری کارخانه ها به بخش خصوصی، اخراج کارگران، گسترش قراردادهای موقت و ... از زمان دولت سازندگی آغاز شد و در دوره ی اصلاحات و همین طور در زمان دولت نهم ادامه یافت. دولت، کارخانه ها را به بخش خصوصی واگذار می کرد و سرمایه دار نیز که زمینه را برای استثمار هرچه بیشتر کارگر و در نتیجه کسب سود بیشتر مناسب می دید اقدام به اخراج کارگران می کرد و تعدادی از آن ها را این بار با قراردادهای موقت و حقوق کمتر مجدادا استخدام می نمود و حتی در برخی موارد به کلی ابزار تولید و زمین کارخانه را می فروخت و سود کلانی به جیب می زد. این روند ضد انسانی امروزه پس از گذشت نزدیک به 20 سال با سرعت هرچه بیشتر در حال انجام است. اما برای اجرای هرچه گسترده تر این سیاست اقتصادی، می بایست تمامی موانع از پیش رو برداشته می شد. به همین دلیل بحث اصلاح قانون کار مطرح شد و پیش نویس آن نیز منتشر شد و هم اکنون دولت مصرا خواستار تصویب و اجرایی شدن آن است.

 

یکی از مهمترین موارد در پیش نویس قانون کار بحث چگونگی اخراج کارگران است. دولت – در این جا دولت نه تنها به عنوان حامی سرمایه داران بلکه به عنوان بزرگترین سرمایه دار مطرح است-  با تصویب این قانون می خواهد دیگر وقت سرمایه دار و نمایندگانش را در ادارات کار تلف نکند و در واقع این قدرت را به سرمایه دار بدهد تا هر زمان که اراده کند، بدون کمترین زحمتی کارگر را اخراج کند. به همین منظور در پیش نویس قانون کار، بند (ز) به ماده ی 21(که شرایط اتمام قرار داد کار را مشخص می کند) اضافه می شود:  "كاهش توليد و يا تغييرات ساختاري كه در اثر الزامات قانون و مقررات يا شرايط اقتصادي، اجتماعي، سياسي و يا لزوم تغييرات گسترده در فناوري منجر به تعطيلي تمام و يا بخشي از كار شود." البته در ادامه تبصره ای نیز به ماده ی 21 اضافه شده است: " موارد مذكور در بند (ز) بايد به تاييد هياتي مركب از استاندار يا معاون ايشان، سازمان‌هاي كار و امور اجتماعي، صنايع و معادن، مديركل تامين اجتماعي، نماينده تشكيلات كارگري واحد و در صورت فقدان، نماينده تشكيلات كارگري حائز اكثريت در استان، كارفرما و يا نماينده آن برسد. چنانچه به تشخيص هيات مذكور تمام يا بخشي از كار تعطيل شود به همان نسبت مشمول خاتمه كار و مقررات بيمه بيكاري مي‌شود." از آن جا که بند (ز) در ماده ی 21 منجر به اخراج های گسترده می شود، قانون گذار سعی کرده است روند اخراج را با تشکیل هیئتی موجه نشان دهد اما آن چه مشخص است این است که ترکیب بندی این هیئت کاملا به نفع سرمایه دار است ضمن این که تشکیلات کارگری نام برده در قانون، همان شوراهای اسلامی کاری هستند که ماهیت ضد کارگری آن بر کارگران واضح است.

ماده ی 27 قانون کار نیز یکی از موارد مهمی است که در اصلاحیه دستخوش تغییر شده است. در قانون کار فعلی در صورت اعلام نظر مثبت از سوی شورای اسلامی کار و یا انجمن صنفی است که کارفرما می تواند کارگر را اخراج کند اما در اصلاحیه ی قانون کار کارفرما تنها موظف است اخراج کارگر را به تشکل موجود در کارخانه اعلام کند. به این ترتیب حتی نقش کم رنگ شوراهای اسلامی کار که اکثرا همسو با کارفرما موضع گیری می کنند نیز به کلی از بین می رود. در ادامه کارگر می تواند ظرف مدت 10 روز به مراجع مذكور در فصل حل اختلاف مراجعه کند. در صورتی که حکم اخراج تایید شود و کارگر به حکم صادره اعتراض داشته باشد نمی تواند نسبت به آن شکایت کند و حکم صادره قطعی تلقی می شود.

 

فرصت طلبان و هوشیاری کارگران

 

در شرایطی که دولت پیش نویس قانون کار را مطرح می کند، جریاناتی که زمانی پرچمدار سرکوب طبقه ی کارگر بودند به منظور رسیدن به مقاصد جناحی خود فریاد دفاع از حقوق کارگران را سر داده اند و به دنبال منحرف کردن اعتراضات کارگری هستند. خانه ی کارگر که از زمان تاسیس خود تا کنون مهمترین نقش را در سرکوب کارگران و به انحراف کشیدن مطالبات آنان بازی کرده است، این بار نیز هوشمندانه وارد عمل شده تا مانع از جهت گیری اعتراضات کارگران به سمت به چالش گرفتن نظام سرمایه داری شود. به همین منظور در سالگرد تصویب قانون کار دست به برگزاری تجمع می زند و با پیش نویس قانون کار مخالفت می کند. اما زمانی توخالی بودن اعتراضات خانه ی کارگر برملا می شود که آنان در برابر پیش نویس قانون کار پشت قانون کار فعلی سنگر می گیرند. قانونی که توده ی کارگر ضد انسانی بودن آن را با پوست و گوشت خود احساس کرده است. قانونی که هیچ حقی را برای متشکل شدن کارگر در نظر نمی گیرد و تنها گزینه ی شورای اسلامی کار و یا انجمن صنفی را در برابر او قرار می دهد.

 

خانه ی کارگر به عنوان یک حزب اصلاح طلب و در راستای اهداف سیاسی اصلاح طلبان فرصت را مناسب دیده است تا با بلند کردن پرچم مخالفت با اصلاح قانون کار و فریب دادن بخشی از کارگران، رای های بیشتری را به نفع اصلاح طلبان به سمت صندوق های رای جاری کند. اما دیگر حنای هیچ یک از فرصت طلبان برای طبقه ی کارگر رنگی ندارد. کارگران ایران به نیروی همبستگی طبقاتی خود ایمان آورده اند و در راستای از قوه به فعل رساندن نیروی طبقاتی خود حرکت می کنند.

 

بی شک تصویب پیش نویس قانون کار گامی دیگر در راستای سرکوب هرچه بیشتر طبقه ی کارگر ایران و قانون مند کردن روندی خواهد بود که مدت ها است آغاز شده است. اجرایی کردن اصل 44 قانون اساسی به عنوان یکی از ارکان سیاست های آتی نظام حاکم نیاز به ابزاری خواهد داشت که ضد کارگری تر کردن قانون کار فعلی یکی از آن ها است. در شرایطی که سرمایه داری به منظور ناتوان کردن طبقه ی کارگر کوچکترین اعتراضی را سرکوب می کند، فعالین کارگری را به جرم تلاش برای تشکل یابی طبقه ی کارگر زندانی می کند، جواب اعتصاب را با باتوم و گاز اشک آور می دهد و حتی دست به حذف فیزیکی فعالین کارگری می زند، تصویب پیش نویس قانون کار به هیچ وجه درو از ذهن نیست. اما سرمایه داری حاکم متوجه نیست (و شاید هم متوجه است ولی راهی جز این که در پیش گرفته است ندارد) که جنبش کارگری ایران با وجود تمام این سرکوب ها به مبارزات خود ادامه می دهد و در راستای تشکل یابی گام بر می دارد. اگر کارگران شرکت واحد سرکوب شوند کارگران نیشکر هفت تپه سر بر می آورند و اگر در برابر سندیکای کارگران شرکت واحد ایستادگی شود، کارگران نقاش به سمت تشکل یابی حرکت خواهند کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 1:4  توسط کارگر  | 

4 سال از کشتار کارگران ذوب مس خاتون آباد گذشت.

 

4 سال پیش در چنین روزهایی، 28 دی ماه 1382 بود که تعداد زیادی از کارگران اخراجی مس خاتون آباد در اعتراض به اخراج خود، در مقابل فرمانداری شهر بابک دست به اعتصاب زدند. در این اعتصاب بسیاری از فرزندان و همسران کارگران نیز حضور داشتند.

 

در ادامه ی این اعتصاب، کارگران در روزهای بعد اقدام به تجمع و راهپیمایی در سطح شهر و بستن راه ها در اعتراض به عدم پاسخ گویی مسئولین مربوط زدند. در پی این اعتراضات پس از آنکه مذاکرات نماینگان فرمانداری و تشکلات وابسته ی به اصطلاح کارگری چون خانه ی کارگر به نتیجه نرسید، کارگران اعلام کردند که تا رسیدن به خواست های به حق خود دست از اعتصاب نخواهند کشید.

 

بیش از یک هفته از این اعتراضات نگذشته بود که در اوایل بهمن ماه، کارگران اعتصاب کننده از سوی نیروهای امنیتی و نظامی به گلوله بسته شدند. طی این برخورد با کارگران معترض، چند تن از کارگران اعتصاب کننده و همچنین یک دانش آموز کشته شدند و بسیاری نیز زخمی و مجروح گشتند.

 

آری! بار دیگر حکومت سرمایه داری ایران در مقابل خواست های مسالمت آمیز و به حق کارگران که چیزی جز امنیت شغلی نمی خواستند، پاسخی جز گلوله نداشت.

ما با گرامیداشت یاد و خاطره ی کارگرانی که فقط به خاطر مطالبه ی حقوق اولیه ی خود اینگونه جان باختند، تمامی این برخوردها را از سوی حکومت سرمایه داری ایران محکوم   نموده و اعلام می داریم که طبقه ی کارگر ایران خواستار شناسایی و محاکمه ی عاملین و عامرین این جنایات در دادگاهی حقیقی است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 1:3  توسط کارگر  | 


اختصاصی وبلاگ و نشریه ی
کارگر

 

مصاحبه با علی رضا شریعتی٬ کارگر اخراجی کارخانه ی آزمایش مرودشت

 

مصاحبه گر: هما آذر

 

در خبرها آمده بود که صبح روز چهارشنبه 5 دی ماه، حراست کارخانه ی آزمایش مرودشت از ورود تعدادی از کارگران این کارخانه، بنا به دستور رییس کارخانه، آقای فاضلی ممانعت بعمل آورده است و اعلام شده که این کارگران از کارخانه اخراج شده اند. در این رابطه با علیرضا شریعتی، یکی از کارگران اخراجی این کارخانه گفتگویی را ترتیب دادیم.

 

کارگر : سلام آقای شریعتی! در این رابطه به مخاطبین ما توضیح می دید؟

شریعتی : بله، 40 نفر از کارگران کارخانه ی آزمایش از این کارخانه اخراج شده اند. این کارگران یک هفته قبل، یعنی 28 آذر برای افزایش حقوق خودشان دست به تجمع و اعتصاب در این کارخانه زدند. در ضمن این خواسته ها بارها از ماه ها پیش از سوی کارگران مطرح شده بود، که طی مذاکرات با مدیریت کارخانه و اداره ی کار، به بیان خواسته های خود پرداخته بودند. اما در مقابل مسئولان همیشه با جواب های سربالا بررسی این مسئله را به یکی دو هفته ی آینده موکول می کردند. در نهایت کارگران این کارخانه تصمیم به یک اقدام جدی گرفتند و در روز 28 آذر در اعتراض به عدم پاسخگویی مسئولین دست به تجمع زدند. در مقابل مسئولان حراست در مقابل حدود 350 کارگری که اعتصاب کرده بودند، اقدام به یادداشت کردن اسامی حدود 40 نفر از کارگران کردند و آن ها را تهدید کردند که در صورت تمام نشدن فوری و سریع اعتصاب، اخراج خواهند شد. بعد از آن این اسامی به اداره ی کار داده شد و روز 5 دی که ما به کارخانه مراجعه کردیم، متوجه شدیم که کارت ها قفل شده و به ما اعلام شد که برای پیگیری وضعیت خود به اداره ی کار مراجعه کنیم و دیگر نمی توانیم به کارخانه وارد شویم.

 

کارگر : در خبرها داشتیم که یکی از دلایل این تجمع هم تعدیل نیروی صورت گرفته از سوی مدیریت کارخانه و اقدام به اخراج کردن تعداد زیادی از کارگران بود. درسته؟

شریعتی : بله، یکی از دلایل این اعتصاب هم اخراج های بی رویه بود. تعداد کارگرهای این کارخانه 1400 نفر بود که تمام کارگران اعم از استخدامی و قراردادی و پیمانکاری را شامل می شد. به مرور از سال 83 به بعد، یک سری از کارگران بازنشسته شدند ولی بجای آنان کارگری استخدام نشد. همچنین شرکت های پیمانکاری طرف قرارداد با کارخانه بسیاری از کارگران را اخراج کردند. همچنین تعداد زیادی از کارگران قراردادی هم در طول این مدت اخراج شده اند. اخراج ها به حدی زیاد بود که فقط در طول یک سال گذشته حدود 250 نفر از کارگران را اخراج کرده اند. در مقابل این سیل اخراج ها، یکی از خواست های کارگران در این اعتصاب هم جلوگیری و متوقف شدن این اخراج ها و همچنین مشخص شدن تعداد کارگران مورد نیاز کارخانه بود. چرا که هنوز هم این اخراج ها ادامه دارد و هر یکی دو ماه یکبار، 30-40 نفر از کارگران را از کارخانه اخراج می کنند.

 

کارگر : آقای شریعتی! این چندمین اعتصاب کارگران آزمایش بود؟

شریعتی : علاوه بر این اعتصاب، 3 ماه پیش هم کارگران کارخانه ی آزمایش دست به اعتصاب زدند که طی آن اعتصاب مسئولین کارخانه به کارگران وعده دادند که روند اخراج ها را متوقف می کنند. در ادامه ولی فقط به صورت موقت یک قرارداد 4 ماهه با کارگران اخراجی بستند که حالا هنوز موعدش

به سر نیامده، ما را اخراج کردند.

 

کارگر : مرسی آقای شریعتی. در پایان اگر صحبت خاصی دارید بفرمایید.

شریعتی : نه، ممنون. من هم از نشریه ی کارگر که صدای ما را منعکس می کند، متشکرم.

کارگر : ما هم برای شما و تمامی کارگران، آرزوی موفقیت و پیروزی در دستیابی به حقوق بدیهی خودشان را داریم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 0:49  توسط کارگر  | 

اختصاصی وبلاگ و نشریه ی کارگر

 

محمود صالحی و دیگر کارگران زندانی را فراموش نکنیم

 

محمد تقی پور

 

در چند سال اخیر همراه با اوج گیری اعتراضات و مبارزات هر روزه ی کارگران در سرتاسر جامعه مان سرکوب ها از طرف دولت و حاکمان سرمایه دار اوج گرفته است. هروز شاهد بازداشت، احکام زندان، ضرب و شتم، اخراج و... کارگران مبارز هستیم. شاهد دستگیری نزدیک به هزار تن از کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی آن هم در یک شب به بهانه ی اعتصاب مسالمت آمیزشان هستیم. شاهد دستگیری صد ها تن از معلمان در شهر های بزرگ و کوچک هستیم. شاهد دستگیری کارگران معترض در کردستان، هفت تپه و دیگر شهر ها هستیم.

 

منصور اسالو ، عضو هیئت مدیره ی سندیکای کارگران شرکت واحد به 5 سال زندان محکوم شده است و اکنون در زندان اوین بسر می برد.

 

چند نفر از فعالین کارگری و نمایندگان کارگران نیشكر هفت تپه از جمله جلیل محمدی و رحیم بوسحاک توسط ماموران  دستگیر شده و در اداره اطلاعات تحت بازجویی قرار گرفتند.

 

11 تن از فعالین کارگری سنندج به اتهام “اخلال در نظم عمومی“ در بیدادگاه حکومت به 6 ماه زندان و ضربات شلاق محکوم شدند.

 

رضا دهقان فعال کارگری سندیکای نقاشان ساختمانی در تهران دستگیر شده و تحت بازداشت و بازجویی قرار گرفت.

 

صديق کريمی و شيث امانی دو تن از فعالین اتحاديه سراسری كارگران اخراجی و بيكار در شهر سنندج نيز دوباره به حبس محکوم گردیده اند.

 

شاهد بازداشت و صدور احکام زندان برای فعالان کارگری هستیم و  همچنان محمود صالحی در زندان است.

محمود صالحی،فعال سرشناس جنبش کارگری از اردیبهشت امسال علی رغم ناراحتی شدید کلیه و در شرایطی که وضعیت جسمانی وی وخیم است در زندان سنندج به سر می برد.

 

محمود صالحی که تنها می خواست روز جهانی کارگر را گرامی بدارد، روزی که در سرتاسر جهان هر ساله گرامی داشته می شود، به زندان می افتد.

 

در این جا این سوال مطرح است که در مقابل این هجمه ی بزرگ می بایست چه کار کرد؟ با چه قدرتی می توان جلوی آن را گرفت؟ به نظر می رسد که باید مقاومت کرد. اگر مقاومتی صورت نگیرد طرف مقابل هر روز گام به گام ابتدائی ترین و بدیهی ترین حقوق انسانی کارگران را زیر پایش لگدمال خواهد کرد. کارگران و انسان های جامعه ی ما در مقابل این هجوم تنها با قدرت متحدانه و آگاهانه شان است که می توانند مقاومت کنند.

اگر به لیست کارگران بازداشتی و زندانی نظری بیاندازیم، متوجه می شویم که اکثر آنان کسانی بوده اند که سعی در متشکل کردن کارگران داشته اند. کسانی که در راستای رسیدن به حقوق انسانی کارگران، قصد داشته اند ”تشکل کارگری“ بسازند. محمود صالحی در سقز این کار را می کرد. منصور اسالو در شرکت واحد تهران ، رضا دهقان در میان نقاشان. کارگان هفت تپه ای و کارگران سنندجی نیز به همین شکل!

 

با ذکر این نکته می توان دریافت که در شرایط کنونی تشکل یابی کارگران گامی اساسی در راه رسیدن به حقوق شان است. باید توجه داشت یکی از ستون های این امر ضروری ( تشکل یابی) دفاع از افرادی است که در راه این هدف بزرگ، متحمل هزینه های گزافی همچون بازداشت و زندان شده اند. پس باید از کارگران زندانی قاطعانه دفاع کرد و سعی در آزاد کردن آنان داشت تا یکی از ده ها مشکلی که در راه تشکل یابی کارگران بر سر راه شان وجود دارد را حل کرد. باید توجه داشت که سرمایه داری با ترفند های گوناگون سعی دارد بین صفوف کارگران شکاف و تفرقه ایجاد کند. باید از تمام کارگران زندانی فارغ از هرگونه اختلاف نظری، دفاع کرد تا توطئه ی تفرقه اندازانه ی طبقه ی سرمایه دار حاکم را خنثی نمود.

 

در این شرایط دیگر کارگران نیز باید به کمک هم طبقه ای های دربند شان بشتابند. نباید کارگران زندانی را فراموش کنیم. کارگرانی که همان طور که سامرند صالحی، فرزند محمود صالحی، در نامه اش نوشته است، حتی از مواهب همراهی با زن و فرزندشان نیز گذشته اند: ”در اين سالها تفريح وايام شادی من وبرادرم يا ملاقاتهای چند دقيقه ای بوده و يا زمانی بوده است که از سلامتی محمود صالحی (پدرمان) مطلع شده ايم. همیشه با دلداري های مادرمان، اين زن مبارز، به آینده امیدوار شده ایم و دوری از پدر برایمان قابل تحمل تر شده است. مادری که مدت زيادی از زندگی مشترکش را صرف تلاش برای آزادی و کسب خبر از وضعيت شريک زندگی اش و پدر فرزندانش در زندان کرده است!

 

ما، فرزندان محمود صالحی درک کرده ايم که چرا پدرمان زندانی شده است! همراه با    ملیون ها نفر از کارگران جهان که همبستگی خود را با ایشان اعلام کرده اند به وجودش افتخار، و برايش آرزوی موفقيت می کنيم!

 

ما خوب ميدانم پدرمان تنها متعلق به اعضای خانواده اش نيست بلکه متعلق به همگی کسانی است که برای حق انکار ناپزير کارگران مبارزه می کنند!

 

با این وجود ما نگران شرايط دردناکی هستيم که پدرمان در آن به سر می برد. محمود صالحی تا به حال نزديک به هفت سال زندانی شده است و اين، سلامتی ايشان را به شدت به خطر انداخته است.

 

حالا از درد تنها کليه اش ، پروستات و نارسائی شدید قلبی رنج می برد. همين باعث شده است بار ديگر از اتحاديه ها ، سنديکاهای کارگری در سطح جهان و از شما، کارگران، جوانان ، زنان و مردان آزاديخواه بخواهيم که محمود صالحی را فراموش نکنيد!“

 

دراین شرایط به نظر می آید باید تلاش کرد که این کارگران مبارز به دست فراموشی سپرده نشوند. باید به هر نحو ممکن و با هر وسیله ای در همه جای جامعه از محل کارمان گرفته تا محل تحصیل و محل زندگی مان محمود صالحی و دیگر کارگران زندانی را معرفی کنیم.

 

می بایست کارگران، زنان و دانشجویان و خلاصه تک تک انسان های جامعه مان محمود صالحی و تمامی کارگران مبارز زندانی را بشناسند. باید به همه گفت که آنان چه کسانی بوده اند و حاکمیت سرمایه داری به چه  بهانه ای آنان را به زندان انداخته است.

 

در واقع می توان زندان را جزئی از دستگاه سرکوب طبقه ی حاکم دانست. پس مبارزه برای آزادی کارگران زندانی جزئی از مبارزه طبقاتی محسوب می شود.بیایید به هر وسیله ی ممکن در شهرهایمان، کارخانه هایمان، خانه هایمان  و خلاصه در گوشه گوشه ی جامعه مان نگذاریم محمود صالحی و  تمامی کارگران زندانی فراموش شوند. چون همان طور که سامرند نوشته است:

 

چنين کارگر مبارزی فراموش شدنی نيست! پدر ما هيچ جرمی به جز دفاع از حقوق هم طبقه ای هايش و تلاش برای ايجاد تشکل های آزاد کارگری نداشته است.

ما، از شما میخواهیم بار دیگر همه با هم با تمام توان برای آزادی اش از بند تلاش کنیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 0:41  توسط کارگر  | 


اختصاصی وبلاگ و نشریه ی
کارگر

 

نگاهی به شیوه ی تولید سرمایه داری (قسمت اول)

 

بهمن ماندگار

 

جنبش کارگری تنها می تواند در بستر مبارزات عینی علیه نظام سرمایه داری به آگاهی طبقاتی دست یابد و آن را در پیشبرد اهداف آتی جنبش به کار گیرد. آنچه که بیش از هر چیز باید مورد توجه کارگران قرار گیرد، این است که تنها با آگاهی از شرایط طبقاتی خویش و کارویژه های نظام سرمایه داری است که می توانند جبهه ی مستقل کار را دربرابر سرمایه سازماندهی کنند. برای شکل گیری چنین جبهه ای که بتواند به پراکندگی بخش های مختلف جنبش طبقه ی کارگر پایان دهد، کارگران باید به نیروی بالقوه و عظیم خود آگاهی یابند و با بالفعل کردن این نیرو ضرورت اتحاد عمل آگاهانه ی خود را بیش از گذشته درک نمایند که درک این ضرورت نیز جز با آگاهی کارگران از موقعیت خود در نظام سرمایه داری امکان پذیر نمی باشد. از این رو در زیر کوشیده ایم به توضیح هر چند مختصر مقولاتی (کار، ارزش افزوده، شیوه ی تولید سرمایه داری و ...) که بتواند به درک کارگران از موقعیت خود کمک کند بپردازیم.

 

آنچه کارگران در برابر نظام سرمایه داری دارند چیزی جز نیروی کارشان نمی باشد. نظام سرمایه داری تلاش می کند که نیروی کار کارگران را هر چه ارزانتر خریداری کند. به همین دلیل تنها بخش کوچکی از ارزش تولید شده توسط کارگران به آنها باز گردانده می شود که هدف از این دستمزد ناچیز تنها بازسازی نیروی کار آنها می باشد، تا چرخ های نظام سرمایه داری از حرکت باز نماند و حیات متزلزل نظام سرمایه ادامه یابد.

 

سرمایه دار به منظور کسب حداکثر سود و گسترش هر چه بیشتر سرمایه ی در گردش تلاش می کند که آن بخش از ارزش تولید شده را که به کارگران به عنوان دستمزد تعلق می گیرد به حداقل ممکن کاهش دهد. زیرا هر چه این کاهش بیشتر باشد، افزایش در بخش ارزش افزوده برای سرمایه دار بیشتر می شود و بطور کلی این دو بخش رابطه ای معکوس با یکدیگر دارند، این تقسیم نابرابر در حالی است که کل ارزش تولید شده در پروسه ی تولید نتیجه ی کار طاقت فرسای کارگران در بخش های مختلف تولید می باشد.

 

سرمایه داران از دو طریق سعی در انباشت بیشتر ارزش اضافی تولید شده دارند:

 

1-     با طولانی کردن ساعت کار روزانه ی کارگران بدون افزایش دستمزد آن ها : این شیوه بیشتر در کشورهای در حال توسعه ی صنعتی و اقتصادی مورد توجه سرمایه داران قرار می گیرد که در حقیقت همان کاهش دستمزد واقعی و تنزل آن به سطح حداقل حیاتی می باشد.

2-     با افزایش بهره وری نیروی کار از طریق پیشرفت در ابزار تولید، با ثابت ماندن ساعات کار و سطح دستمزدها کالاهای بیشتری توسط کارگران تولید می شود، این روش بیشتر در کشورهای پیشرفته ی صنعتی در زمینه ی تولید به چشم می خورد.

 

هر سرمایه دار در یک نظام پولی واحد می کوشد بیشترین سود را کسب نموده و با سرمایه گذاری در بخش هزینه های ثابت، واحد تولیدی خود را گسترش داده و همواره قیمت تمام شده در بخش تولید و خرده فروشی ها را کاهش دهد. از این رو رقابت در تولید و عرضه ی محصولات برای کسب حداکثر سود در بقای واحدهای تولیدی نقش تعیین کننده ای را ایفا می کند، تا آنجا که تنها سود آورترین و تواناترین واحدهای تولیدی قادر به ادامه ی حیات در چنین نظام تولیدی هستند. این رقابت بین سرمایه داران سرانجام به تساوی نرخ سود منتهی می گردد و واحدهای تولیدی قادر به به ادامه ی حیات در چنین نظام تولیدی هستند. این رقابت بین سرمایه داران سرانجام به تساوی نرخ سود منتهی می گردد و واحدهای مختلف تولیدی به نرخ متوسطی از سود رضایت می دهند. اساسا سرمایه داران آن بخش از تولید را که نرخ سود آن از نرخ سود متوسط پایین تر می باشد ترک می کنند و به بخش هایی که در آن سود بالاتر از حد متوسط است روی می آورند. این رقابت ها به تثبیت نرخ سود متوسط در اکثر واحدهای تولیدی منجر می شود. اما وضعیت کارگران از نظر ساعات کار، سطح دستمزدها، مسکن، بیمه، امکانات رفاهی و ... نه تنها تغییر نمی کند، بلکه در کل تنزل نیز می یابد.

 

یکی از ویژگی های شیوه ی تولید سرمایه داری، تبدیل کردن کار انسانی به کالاست تا بتواند آت را خرید و فروش نماید، قیمتش را تنزل دهد و آن را در شیوه ی تولید خود استحاله نماید، ارزش این کالا برابر ارزش تمام کالاهایی است که برای تجدید این نیروی کار مصرف می شود. دستمزد، قیمت نیروی کار در بازار سرمایه داری است و دیگر قیمت ها در این بازار حول تغییرات آن در حال نوسان است. در این میان ارتش ذخیره ی صنعتی (بیکاران) و نوسانات آن تأثیرات مهمی در بیکاری و تغییر در دستمزدها دارند.

 

در یک کشور سرمایه داری در حال رشد صنعتی که بیکاری نیروی کار در سطح گسترده ای وجود دارد، دستمزدها در خطر آن قرار می گیرند که دائما در سطح حداقل حیاتی تنزل یابند، اما در کشورهای سرمایه داری که دوره ی رشد و توسعه ی اقتصادی و صنعتی را تقریبا پشت سر نهاده و در زمینه ی تولید در مرحله ی صنعتی کامل به سر می برند، با توجه به تنوع و گسترش بخش های "خدماتی - تخصصی" میزان بیکاری کاسته شده و دستمزدها در این کشورها بالاتر از حداقل نیروی حیاتی کارگران قرار می گیرد و از طرفی مبارزات طبقه ی کارگر در دراز مدت می تواند به میزان کالاهای تولیدی جدید به ارزش نیروی کار اضافه نماید. هر چند که در نتیجه ی صنعتی شدن و پیوستن بخشی از ارتش بیکاران به واحدهای تولیدی در شیوه ی تولید سرمایه داری ، وضعیت و سطح دستمزد کارگران تا حدی بهبود می یابد، اما در نهایت سرمایه داران برای حفظ و بقای خود که جز با بقای سرمایه امکان پذیر نمی باشد و همچنین برای دستیابی به حداکثر سود مجبور به جایگزین کردن ماشین آلات (نیروی کار مکانیزه و بی جان) با هزینه های ثابت به جای کارگران می باشند و آنان را از صحنه ی تولید خارج می سازند که این نظام و شیوه ی تولیدش را با بحرانهای جدیدی روبرو می سازد.و این بحران ها، خود نقطه ی عظیمت نظام سرمایه داری و صنعتی پیشرفته به مرحله ای عالی تر می باشند که همانا سرمایه داری انحصاری و امپریالیسم است، که در آن کشور امپریالیسم برای از بین بردن تضادها و بحران های موجود در خود، با صدور سرمایه و همچنین استفاده از منابع و نیروی کار ارزان، قسمت کوچک سودی را که از استثمار مضاعف دیگر کارگران در نقاط مختلف جهان به دست آورده از طریق یارانه، حقوق بیکاری و ... به سیستم پرداختی خود به کارگران داخلی اختصاص می دهد تا با بهبود هر چند اندک در وضعیت زندگی طبقات کارگر در کشور خود از خیزش و خصلت انقلابی آنان کاسته و تضادها و بحران های حل نا شدنی درون خود را حل نماید. بنا بر این هیچ قانون مشخصی در تحول دستمزدها وجود ندارد و تنها مبارزه ی جدی و مستمر جبهه ی کار علیه سرمایه است که منجر به تحول در دستمزدها می شود. بطور کلی می توان گفت که سرمایه در راه رسیدن به سود بیشتر همواره تلاش می کند که بخش کمتری از ارزش تولید شده را به عنوان دستمزد به کارگران پرداخت کند و دستمزدها را در سطح حداقل حیاتی تثبیت نماید و در برابرش جبهه ی مستقل کار قرار دارد که مبارزه ی مستمری را سازماندهی می کند و به عنوان ابتدایی ترین خواسته هایش افزایش دستمزدها را از طریق مشتمل کردن نیازهای جدید بر نیازهای گذشته اش خواهان است. میزان و شدت همبستگی، سازماندهی و همچنین آگاهی طبقاتی کارگران عواملی هستند که در تحول دستمزدها به عنوان ابتدایی ترین خواسته های این طبقه نقش تعیین کننده ای را دارند. لازم به ذکر است که آنچه مبارزه ی کارگران را عمق و غنای بیشتری می بخشد و آن را فراتر از مبارزه برای افزایش دستمزدها می برد، آگاهی به این نکته است که با گسترش نیازهای جدید در بستر نظام سرمایه داری و همچنین شکاف میان تکامل نیروهای مولده و بالا رفتن بهره وری کار از یک سو و عدم بر آورده شدن این نیازها توسط دستمزدهایی که در مقابل تکامل نیروهای مولده رشد ضعیفی را داشته اند از سوی دیگر، در حقیقت وضعیت کارگران نسبت به گذشته سیر نزولی را طی نموده است. در نتیجه کارگران در بستر مبارزات خود علیه سرمایه همواره گرایش به ریشه ای کردن تضادهای کار و سرمایه را دارند و می دانند تنها با از بین بردن ریشه ای این تضادها و نیز نظام حاکم بر آنها می باشد که می توانند از ستم های عمیق وارد شده بر خود رهایی یابند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 0:35  توسط کارگر  | 

خبرنامه کارگری: بنا به فراخوان سندیکاهای کارگری ایتالیا، کارگران بخش صنایع این کشور روز جمعه ۲۱ دی ماه دست به اعتصاب و تظاهرات سراسری زدند.

کارگران بخش صنایع ایتالیا خواستار افزایش حقوق و تمدید قرار داد خود هستند که از ۶ ماه قبل تاکنون تمدید نشده است.

سندیکاهای کارگری خواستار افزایش ۱۱۷ یورویی حقوق کارگران بخش صنایع در هر ماه هستند، اما کارفرمایان تنها با افزایش ۱۰۰ یورو به حقوق کارگران این بخش موافقت کرده اند.

سندیکاهای کارگری ضمن موفقیت آمیز خواندن اعتصاب و تظاهرات مذبور اعلام کردند که بیش از ۸۰ درصد از کارگران بخش صنایع در این حرکت اعتراضی شرکت کرده اند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 0:24  توسط کارگر  | 

آینه روز: عضوكميته مزد استان تهران :نرخ سبد هزينه خانوار كارگري براساس آمار منتشره ۴۲۱ هزار تومان برآورد شد - حقوق كارگر در قيمت تمام شده كالا تنها ۷ درصد است

عضو كميته مزد استان تهران اعلام كرد: نرخ سبد هزينه خانوار كارگري براساس آمار منتشره ۴۲۱ هزار تومان در سال ۸۷ برآورد شد.

عبدالله مختاريان عضو كميته مزد استان تهران در گفت وگو با خبرنگارموج اظهار داشت : براساس فرم هاي توزيع شده بين كارگران سراسر كشور هزينه حداقل مصرف خانوار كارگري در ماه بيش از ۴۰۰ هزار تومان برآوردشد.

عضو كميته مزد استان تهران در ادامه نرخ حداقل هزينه مسكن را در سبد هزينه خانوار كارگري ۱۰۰ الي ۲۵۰ هزار تومان درماه اعلام كرد وافزود: نرخ هزينه مسكن براساس حداقلها برآورد شده است.

عضو كميته مزد استان تهران ؛ با اشاره به عدم تعادل عرضه وتقاضاي نيروي كار در كشور ياد آورشد : عدم تعادل عرضه وتقاضاي نيروي كار در سطح كلان كشور اثرات سوئي برجاي گذاشته است .

وي ؛ در رابطه با اثرات تعيين دستمزد برميزان بهره وري كارگران تصريح كرد: هنگامي كه نيروي كار كشور از دستمزد دريافتي خود ، رضايمندي كاملي نداشته باشد اين امر موجب كاهش ميزان بهره وري نيروي كاردر محيط كاري مي شود.

وي در ادامه حقوق كارگر را درقيمت تمام شده كالا تنها ۷ درصد اعلام كرد وياد آورشد: مسئولين كشور حقوق كارگر را در قيمت تمام شده كالا بسيار موثر اعلام مي كنند در حالي كه حقوق كارگر در قيمت تمام شده كالا تنها هفت درصد است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 0:23  توسط کارگر  | 


اختصاصی وبلاگ و نشریه ی کارگر

 

گزارش خبری تحلیلی آذرماه جنبش کارگری

 

در حالی آذر ماه را آغاز کردیم که 4 تن از فعالین سرشناس کارگری یعنی محمود صالحی، منصور اسالو، ابراهیم مددی و رضا دهقان در زندان به سر می بردند که در این میان ابراهیم مددی و رضا دهقان آزاد شدند. در اواخر این ماه نیز 4 فعال کارگری دیگر به نام های محسن حکیمی، ابراهیم نوروزی گوهری، علی رضا عسگری و حسین غلامی در پارک چیتگر بازداشت شدند. احضار های متعدد کارگران نیشکر هفت تپه، وخامت حال محمود صالحی و اعتراضات کارگری در نقاط مختلف کشور از دیگر رویدادهای مهم ماه بودند.

 

آزادی دو فعال کارگری از زندان

 

رضا دهقان از فعالین سندیکای کارگران نقاش در روز 25 آذرماه و پس از گذشت 28 روز از زندان آزاد شد. رضا دهقان که در 27 آذرماه به منظور پیگیری پرونده ی فساد مالی انجمن صنفی کارگران نقاش –وابسته به عوامل کارفرمایی- به اداره ی کار مراجعه کرده بود، در اقدامی غیر قانونی بازداشت شد. در حالی که در ابتدا وثیقه ای 40 میلیونی برای رضا دهقان در نظر گرفته شده بود، خانواده ی وی توانستند پس از دوندگی های بسیار با وثیقه ی 100 میلیون تومانی او را از بند 240 زندان اوین آزاد کنند.

ابراهیم مددی، نایب رییس سندیکای کارگران شرکت واحد، نیز روز یکشنبه 25 آذر پس از تحمل 127 روز بازداشت از زندان قزل حصار آزاد شد. ابراهیم مددی که در پی فراخوان اعلام همبستگی اتحادیه های کارگری جهان در18 مرداد 1386 در حین مراجعه به منزل منصور اسالورئیس هیئت مدیره سندیکا دستگیر شده بود، ابتدا در شعبه ی 28 دادگاه انقلاب به 2 سال حبس تعزیری محکوم شد اما در شعبه ی 44 دادگاه تجدید نظر حکم برائت وی صادر شد و توانست بعد از 127 روز از زندان آزاد شود.

 

کارگران نیشکر هفت تپه

 

کارگران کارخانه ی نیشکر هفت تپه که در جریان اعتصاب گسترده ی خود نگاه ها را به سمت خود جلب کرده بودند در حال حاضر در زیر فشار نیروهای اطلاعاتی قرار دارند. در همین راستا جلیل احمدی و رحیم بسحاق که 27 آبان ماه بازداشت شده بودند و در روز 3 آذر آزاد شدند اعلام کردند که در این مدت برای دست کشیدن از مبارزات خود زیر شدید ترین فشارها قرار داشتند. در همین روز علی نجاتی در پی تماس های متعدد ستاد خبری شوش، سوم آذرماه خود را به ستاد خبری معرفی کرد. وی مکررا از سوی نیروهای اطلاعاتی مورد بازجویی قرار می گیرد و روز 10 آذر به همراه نجات دهلی، یکی دیگر از کارگران، خود را دوباره به ستاد خبری شوش معرفی کرد. این دو کارگر در جریان این احضار بازداشت شدند و در روز 12 آذر با وثیقه های 10 میلیونی آزاد شدند.

فریدون نیکو فرد از فعالین کارگری نیشکر هفت تپه روز دوشنبه، 12 آذر، از دادگاه به زندان مرکزی دزفول منتقل شد. قاضی پرونده از نیکو فرد خواسته بوده است تا اعلام کند "شرکت در اعتصابات کارگران نيشکر هفت تپه اشتباه بوده و ديگر در چنين حرکات اعتراضي شرکت نخواهد کرد" که وی در پاسخ به این اظهارات، اعتراض را حق طبیعی کارگران خوانده بود که در نتیجه ی این گفته ی نیکو فرد قاضی حکم بازداشت وی را صادر کرده است. روز بعد از این بازداشت فریدون نیکوفرد با وثیقه ی 10 میلیونی از زندان آزاد شد.

کارگران نیشکر هفت تپه در ادامه ی اعتراضات خود روز دوشنبه، 19 آذرماه، در اعتراض به عدم پرداخت حقوق معوقه ی خود دست به اعتصاب زدند. مدیریت کارخانه پس از گذشت 4 ساعت از اعتصاب اعلام کرد حقوق معوقه را پرداخت خواهد کرد. در رابطه با این اعتصاب علی نجاتی و فریدون نیکو فرد در روزهای 24 و 25 آذرماه بار دیگر به ستاد خبری شوش احضار شدند.

 

بازداشت 4 فعال کارگری در پارک چیتگر

 

روز جمعه، 23 آذرماه، 4 تن از فعالین کارگری به نام های محسن حکیمی، ابراهیم نوروزی گوهری، علی رضا عسگری و حسین غلامی که در جریان یک گلگشت خانوادگی در پارک چیتگر به سر می بردند توسط نیروی انتظامی بازداشت شدند. در حالی که این افراد مشغول صحبت پیرامون مسائل جنبش کارگری بودند، گشت نیروی انتظامی مستقر در پارک آنان را به کلانتری پارک چیتگر و سپس به کلانتری 137 کوی نصر منتقل کرد. فردای روز بازداشت، این فعالین به دادگاه انقلاب منتقل شدند و به خانواده های آنان گفته شد که محسن حکیمی ،علیرضا عسگری و حسین غلامی با قرار کفالت و ابراهیم نوروزی گوهری با سپردن وثیقه 20 میلیونی آزاد می شوند اما هنگامی که در روز یکشنبه، 25 آذر، خانواده های آنان به دادگاه انقلاب مراجعه کردند مسئولین دادگاه به این بهانه که پرونده در مرحله ی تحقیق است از پذیرش اسناد کفالت و وثیقه امتناع نمودند.

 

وخامت حال محمود صالحی

 

محمود صالحی که از فروردین ماه امسال در زندان توحید شهر سنندج محبوس است در شرایط جسمی بسیار بدی به سر می برد و شرایط نا مساعد زندان نیز وخامت حال وی را تشدید می کند.

صبح روز سه شنبه، 20 آذرماه، محمود صالحی که در اثر برخورد وحشیانه ی ماموران زندان و وخامت شرایط جسمی و روحی بیهوش شده بود به بیمارستان توحید سنندج منتقل شد و در بخش مغز و اعصاب بستری شد. پزشک معالج تشخیص داد که در اثر تغییرات فشار خون، رگهای مغز محمود صالحی آسیب دیده و این آسیب دیدگی از رسیدن خون کافی به مغز او جلوگیری می کند و همین باعث بیهوش شدن او شده است.

در حال حاضر نیز محمود صالحی در شرایط سختی به سر می برد. در همین راستا کمیته ی دفاع از محمود صالحی با انتشار نامه ای خطاب به گای رایدر "دبیر کل کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های آزاد کارگری" خواستار فشار اتحادیه های کارگری و سازمان های حقوق بشری به حکومت ایران برای فراهم شدن امکانات درمان محمود صالحی شد. نجیبه صالح زاده، همسر محمود صالحی نیز با انتشار نامه ای خطاب به تشکل ها و پزشکان خواستار افزایش فشارها به منظور درمان بیماری محمود صالحی شد. ضمن این که جمعی از پزشکان نیز با ارسال نامه ای به سازمان پزشکان بدون مرز با تاکید بر وخامت حال محمود صالحی، لزوم درمان وی و تلاش نهادهای بین المللی در این زمینه را یاد آور شدند.

در ادامه ی تلاش نهادهای بین المللی، فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل خواستار آزادی و مداوای محمود صالحی شد و سازمان عفو بین الملل نیز کمپینی جهانی برای نجات جان محمود صالحی به راه انداخت.

 

اعتراضات کارگری در اقصی نقاط ایران

 

اوایل آذرماه جمعی از کارگران واحد ژئوتکنيک سد گاران مريوان ، در اعتراض به عدم پراخت 5 ماه از حقوق ماهيانه ی خود و همچنین اجبار برای 12 ساعت کار روزانه دست به اعتصاب زدند.

کارگران کارخانه ی نیرو رخش سنندج از سوم آذر دست به اعتصاب زدند. این کارگران خواستار پرداخت به موقع حقوق و بهداشتی شدن محیط کار بودند. سرانجام پس از 6 روز اعتصاب، کارفرما مجبور به قبول تمامی خواست های کارگران شد.

کارگران کارخانه ی شاهو در پی تصمیم کارفرما به انحلال کارخانه روز 7 آذر به اداره ی کار مراجعه کردند. کارگران موفق شدند تا با مذاکره با کارفرما تمام خواست های خود را به وی تحمیل کنند و بر سر کار برگردند. این کارگران هشدار داده بودند در صورتی که تا 10 آذر به خواست هایشان رسیدگی نشود، دست به راهپیمایی خواهند زد.

400 تن از کارگران سامان کاشی بروجرد از ابتدای ماه به مدت بیش از 2 هفته و در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و تمدید نشدن دفاتر بیمه دست به اعتصاب زدند.

چهارشنبه،9 آذر، جمعی از کارگران شرکت قوه پارس در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق معوقه ی خود در برابر مجلس شورای اسلامی دست به تجمع زدند.

اواسط آذرماه نزدیک به 400 نفر از کارگران کارخانه ی نساجی خوی در مقابل فرمانداری تجمع کردند و خواستار پرداخت حقوق خود شدند.

اواخر آذر نیز در حدود 300 تن از کارگران شرکت کشتی سازی اروندان در اعتراض به عدم دریافت مطالبات خود در محوطه ی کارخانه اعتصاب کردند.

یکشنبه، 25 آذر ماه، كارمندان شركت حمل‌ونقل بين‌المللي ايران "ايريت"، در اعتراض به بلاتكليفی خود پس از واگذاری اين شركت به بخش خصوصی در محل سازمان راهداری و حمل‌ونقل جاده‌ای تحصن كرده و خواستار رسيدگی مسئوولان اين سازمان به وضعيت خود شدند.

چهارشنبه، 28 آذر، 110 تن از كارگران كارخانه شادريس يزد (كارخانه ريسندگي) در محوطه كارخانه در اعتراض به عدم پرداخت حقوق معوقه و تعطيلي كارخانه تجمع كردند و خواستار دريافت سه ماه حقوق معوقه خود شدند.

 

وخامت حال محمود صالحی در ماه گذشته یکی از مواردی بوده که به شدت فعالین کارگری و مردم آزادی خواه را نگران کرده است. محمود صالحی به عنوان یکی از پرچمداران دفاع از حقوق کارگران ایران در شرایط خطرناکی به سر می برد و اگر آسیبی به جان وی وارد شود جنبش تازه پا گرفته ی کارگری لطمه ی سختی خواهد خورد. به همین دلیل است که باید از همه ی ظرفیت ها برای نجات جان وی استفاده کرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 16:38  توسط کارگر  | 

در پی اعتراض کارگران سما در طول آذر ماه برای دریافت دستمزدهای معوقه خود، کارفرمای این کارخانه به کارگران وعده داده بود روز 15 دی ماه دستمزدهای آنان را پرداخت خواهد کرد.
به همین دلیل، این کارگران از صبح روز 15 دی ماه در مقابل کارخانه حاضر شدند تا دستمزد های خود را دریافت نمایند اما از مسئولین کارخانه خبری نبود و نگهبان کارخانه به کارگران اعلام کرد که فعلا از پول خبری نیست و شماها هم اخراجی محسوب می شوید.


اما با اصرار کارگران، نگهبان با رئیس کارخانه تماس گرفت ولی از مذاکره تلفنی نمایندگان کارگران با رئیس کارخانه نتیجه ای حاصل نشد. بدنبال این وضعیت کارگران ساعت ده صبح در مقابل اداره کار قروه دست به تجمع زده و خواهان رسیدگی به وضعیت خود شدند.
در ادره کار به کارگران اعلام کردند که شما باید قانونی کارتان را انجام بدهید و حق با کارفرماست و فعلا نیز اینجا را ترک کنید و به کارفرما فرصت بیشتری بدهید. با پیش آمدن این وضعیت کارگران بشدت عصبانی شده و عکس العمل  اداره کار را تبانی با کارفرما اعلام کرده و بر دریافت هر چه سریعتر دستمزدهای معوقه خود اصرار کردند. همین امر باعث شد تا اداره کار با کارفرما تماس بگیرد و باز هم طبق معمول وعده وعید بدهد اما کارگران یکپارچه اعلام کردند که تا دریافت دستمزدهای معوقه خود به تجمع ادامه خواهند داد و به این ترتیب کارگران تا پایان وقت اداری در مقابل اداره کار قروه به تجمع خود ادامه دادند. در این بین برخی از مسئولین اداره کار با تعدادی از کارگران بصورت انفرادی وارد صحبت شده و از آنان خواستند تا طی روزهای آینده یکی یکی برای پیگیری خواسته های خود به اداره کار مراجعه نمایند که با هوشیاری کارگران و نمایندگان آنان این شگرد اداره کار برای سر دواندن کارگران خنثی شد و آنان در پایان تجمع، طی تنظیم صورتجلسه ای که به امضای همه کارگران رسید توافق کردند که متحدانه به پیگیریهای خود ادامه داده و از نمایندگان خود نیز حمایت کنند.
یکشنبه 16 دی ماه
در این روز کارگران اقدام به برگزاری مجمع عمومی در رابطه با چگونگی پیگیری اعتراضات خود کردند. در این مجمع کارگران نامه ای را تنظیم و سپس آنرا به استانداری کردستان تحویل دادند. در این نامه کارگران تاکید کرده بودند که اگر روز سه شنبه مورخه 18/10/86 دستمزدهای آنان پرداخت نشود روز یکشنبه مورخه 23/10/86 به همراه خانواده های خود در مقابل استانداری کردستان دست به تجمع خواهند زد. همچنین در این مجمع کارگران در راستای پیگیری بهتر خواسته های خود، کارهای اولیه ایجاد صندوق مالی خود را نیز مصوب کرده و بر عزم خود در روز سه شنبه برای دریافت دستمزدهای معوقه شان تاکید نمودند و تصمیم گرفتند که روز سه شنبه تا دریافت دستمزدهای خود از تحصن در مقابل کارخانه دست بر ندارند.
سه شنبه 18 دی ماه
 در این روز کارگران بنا بر تصمیم قبلی خود و وعده ای که کارفرما برای پرداخت دستمزدهای معوقه آنان داده بود از ساعت 8 صبح در مقابل کارخانه تجمع کردند. در پی این تجمع و عدم حضور مسئولین کارخانه برای پاسخگویی به کارگران، آنان با اداره کار و فرمانداري تماس گرفته و بر تصمیم خود برای ادامه تجمع تاکید کردند. در پی این اقدام کارگران در ساعت 10 صبح نماینده ای از اداره کار در میان کارگران حاضر شد و از آنان خواست تا محل را ترک کنند و فقط پانزده نفر از آنان در محل برای مذاکره باقی بمانند. اما کارگران این درخواست نماینده اداره کار را قبول نکرده و اعلام نمودند تا دریافت دستمزدهای معوقه خود همچنان به تجمع خود ادامه خواهند داد، به همین دلیل کارگران مجددا با کارفرما و فرمانداری و اداره کار تماس گرفته و بر عزم خود برای ادامه تجمع تاکید نمودند. همین امر باعث شد تا کارفرما به کارگران وعده دهد که بعد از ظهر به میان آنان خواهد آمد و دستمزدهایشان را پرداخت نمود اما بعد از ظهر نیز از کارفرما خبری نشد. بدنبال این وعده دروغ کارفرما کارگران بار دیگر با فرمانداری و اداره کار تماس گرفته و اعلام کردند با وجود سرمای شدید شب را در مقابل کارخانه به صبح خواهند رساند و دست از تجمع بر نخواهد داشت همزمان با این تصمیم، کارگران اس ام اس هایی را با مضمون زیر به نقاط مختلف ارسال کردند: آیا میدانید در این سرمای سرد کارگران مجتمع سما به خاطر ندادن پنج ماه حقوق  در این شب سرد در جلو کارخانه تحصن نموده اند، جهت حمایت از آنان بشتابیم( در این اس ام اس از دریافت کنندگان خواسته شده بود تا آن را به هر جا که میتوانند اس ام اس کنند).
به این ترتیب کارگران با وجود سرمای شدید مصممانه به تجمع خود در مقابل کارخانه ادامه دادند. این حرکت کارگران  باعث شد تا کارفرما نمایندگانی را در ساعت یازده شب به میان کارگران فرستاده و اعلام نماید که دستمزدهای آنان را پرداخت میکند، اما کارگران اعلام کردند که ما همین الان دستمزدهای خود را می خواهیم، در غیر این صورت به تجمع خود ادامه خواهیم داد. به دنبال این وضعیت و مشاهده قاطعیت کارگران برای ادامه تجمع از سوی نماینده کارفرما، عباس سمائی و مدیر کارخانه آقای مهندس قدمی به همراه همه عوامل دفتری در ساعت دوازده شب در کارخانه حاضر شده و ناچار شدند همانجا دستمزدهای معوقه کارگران را پرداخت کنند. لازم به یادآوری است که کارفرما سعی داشت بخشی از دستمزدهای کارگران را در طول تعطیلی کارخانه نپردازد و آن را به حساب مرخصی کارگران بگذارد که کارگران آنرا قبول نکرده و کلیه دستمزدهای عقب افتاده خود را دریافت کردند و از روز چهارشنبه نیز پرداخت بقیه کارگرانی که در تحصن حضور نداشتند آغاز شد.
 به این ترتیب کارگران سما پس از مدتها کشمکش با کارفرما و با قاطعیت توانستند دستمزدهای معوقه خود را از کارفرما دریافت نمایند. در رابطه با بازگشت بکار کارگران نیز اداره کار و کارفرما قول داده اند که پس از تامین مواد اولیه برای تولید، کارگران بر سر کارهایشان باز خوهند گشت.
کارگران سما تنها پس از برگزاری مجمع عمومی و تصمیم گیری در آن بود که قادر شدند متحدانه و با برنامه  خواسته های خود را پیگیری کرده و در نهایت علیرغم مقاومت و شگردهای کارفرما و اداره کار برای سر دواندن شان، دستمزدهای معوقه خود را دریافت دارند.
اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار با ابراز شادمانی از موفقیت کارگران سما، به همه این دوستان درود می فرستد و از عموم کارگران می خواهد تا با برگزاری مجمع عمومی در محیطهای کارشان و تصمیم گیری در آن، با اراده جمعی و بصورت متحدانه ای در شرایط مختلف از حقوق انسانی خود به دفاع بر خیزند.

زنده باد مجمع عمومی
زنده باد همبستگی کارگری
اتحدیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار21/10/1386

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 2:51  توسط کارگر  | 

امروز جمعه مورخه 21/10/86، 800 نفر از کارگران پتروشیمی پلی اتیلن سنگین هرسین علیرغم مخالفت کارفرما دست از کار کشیده و در سالن غذا خوری جمع شدند.

کارفرمای این شرکت با وجود برف و کولاک شدید از کارگران اکیدا خواسته بود تا کار را تعطیل نکنند. اما کارگران در مقابل این خواست کارفرما مقاومت کرده و یکپارچه دست از کار کشیدند و در سالن غذاخوری جمع شدند. به دنبال این وضعیت کارفرما به ناچار به تعطیلی امروز تن داد و از کارگران خواست تا فردا بر سر کار خود حاضر شوند. اما کارگران طی مذاکرات خود با کارفرما به این خواست نیز تن نداده و نهایتا کارفرما تعطیلی فردا را نیز پذیرفت.

اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار 21/10/1386

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 2:50  توسط کارگر  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 23:35  توسط کارگر  | 

نتیجه آزمایشات "انژیوگرافی" به عمل آمده در بیمارستان توحید، حاکی از آن است که رگ متصل به قلب محمود صالحی مسدود میباشد.

دکتر محمد رضا خالدیان، برای رفع این مشکل تعدادی دارو را تجویز کرده و همچنین پیشنهاد کرده است که محمود صالحی باید به مدت یک هفته تحت مراقبت پزشکی قرار گیرد. بنا به درخواست این پزشک، محمود صالحی باید روز شنبه 22 دیماه دوباره به بیمارستان مراجعه کند.

پزشک معالج اظهار امیدواری کرده که داروهای تجویز شده مشکل مسدود بودن رگ متصل به قلب را رفع میکند، در غیر این صورت باید راه دیگری را در پیش گرفت. پزشک معالج اشاره نکرده است که راه دیگر رفع این مشکل چیست، اما این مشکل، حاد به نظر میرسد.

لازم به ذکر است که روز پنجشنبه 20 دیماه، محمود صالحی را علیرغم وضعیت وخیم جسمانی، مجددا از بیمارستان توحید شهر سنندج به زندان مرکزی این شهر منتقل کرده و قرار است که مراقبت یک هفته‌ای از محمود صالحی در بهداری زندان صورت پذیرد.

قبل از ترخیص محمود صالحی از بیمارستان، یکی از ماموران زندان که لباس شخصی بر تن داشته، به بهانه‌های واهی به نجیبه صالحزاده، همسر محمود صالحی حمله‌ور شده وهمچنین به اتاقی که محمود صالحی در آن بستری بوده است، مراجعه کرده و پای محمود صالحی را به تخت بیمارستان میبندد. به همین دلیل، پرستاران بیمارستان که در تلاش برای عوض کردن روپوش تخت محمود صالحی بودند نتوانستند محمود صالحی را جابجا کنند و نهایتا با ابراز نگرانی از این وضعیت، از عوض کردن روپوش تخت محمود صالحی منصرف میشوند.

نجیبه صالحزاده به این تعرض اعتراض میکند که مامور زندان وی را تهدید به بازداشت میکند.

محمود صالحی در قبال این بی‌حرمتی به خود و خانواده‌اش، تصمیم به اعتصاب غذا گرفته که با اسرار نجیبه صالحزاده و همچنین دوستانش از این کار منصرف میشود.

قابل ذکر است که، انتقال محمود صالحی و نگهداری او دربیمارستان، با تدابیر شدید امنیتی همراه بوده است.

کمیته دفاع از محمود صالحی

20 دیماه 1386

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 23:32  توسط کارگر  | 

روز چهار شنبه 19 دیماه ساعت 30/10 صبح، محمود صالحی را از زندان مرکزی شهر سنندج به بیمارستان توحید این شهرمنتقل کردند.

بنا به درخواست پزشک معالج، تست ورزش و همچنین "اکو" بر روی محمود صالحی صورت گرفت که محمود صالحی نتوانست تست ورزش را با موفقیت به انجام برساند. بنا به اظهارات پزشک معالج، رد شدن از تست ورزش نشان دهنده مسدود بودن یک نوع رگ است که به قلب متصل میباشد.

امروز چهارشنبه آزمایش خون، نوار قلب و عکس برداری بر روی محمود صالحی صورت گرفت و در ادامه توسط "دکترمحمد رضا خالدیان" که دارای بورد تخصصی قلب و عروق است عمل "انژیو گرافی" به عمل آمد.

با انجام عمل "انژیو گرافی" میتوان مسدود بودن رگ متصل به قلب را تشخیص داد. محمود صالحی هم اکنون در بخش قلب بیمارستان توحید شهر سنندج بستری است و بنا به پیشنهاد پزشکان به مدت 24 ساعت نباید تکان بخورد در غیر اینصورت خونریزی خواهد کرد.

لازم به ذکر است که نتیجه عمل "انژیو گرافی" روز شنبه 22/10/86 به محمود صالحی اعلام خواهد شد.

کمیته دفاع از محمود صالحی

‌چهار‌شنبه مورخ 19/10/1386

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 2:13  توسط کارگر  | 

شهروند ـ فرح طاهری: حوری صهبا از کمیته حمایت از کارگران ایران در تورنتو که کمپینی برای حمایت از کارگران در بند در ایران به راه انداخته اند، در گفت وگو با شهروند آخرین وضعیت محمود صالحی را تشریح کرد.

او گفت: در چهارم دسامبر محمود صالحی را با حدود بیست نفر از هم بندیهایش از بند 7 به بند 2 زندان سنندج میبرند. مشخصات این بند این است که حیاط هواخوری اش بسیار کوچک است و زندانیان زمان کوتاهی برای حمام کردن و کارهای شخصی دارند. بند 2 در واقع جای کمتری برای هر زندانی دارد و محدودیت ها در این بند بیشتر است و از سایر زندانیان دیگر جدا هستند.

هنگام انتقال محمود صالحی از بند قبلی، او به دلیل بیماری توان جمع آوری وسایلش را به سرعت نداشت که همین امر موجب ضرب و شتم و تهدید او از سوی زندانبان شده و باعث میشود که تعادل محمود صالحی به هم خورده و نقش زمین شود. او